DAR ALAME KHODESHAN) BE RUZE GHIAMAT MIESANDاين معياری که انسان ها (بر روی کره زمين) آنرا زمان می نامند کيفیتی است نسبی ، که واحد آن گردش کره زمين به دور خود (روز) خورشيد (سال)، و غيره هست. زمان نسبی است نه مطلق.
در مکان های مختلف گذشت زمان متفاوت می باشد. به عنوان مثال اگر که شما به بعضی سياره های منظومه شمسی سفر کنيد زمان برايتان سريع تر می گزرد. همان طور که در برخی نقاط منظومه شمسی زمان آهسته تر می گزرد.
(داستان دو قلوهايی را که يکی از آنها به فضا سفر کرد و پس از باز گشت با دوقلوی پير خود مواجه شد (دوقلويی که در کره زمين مانده بود).
البته باز هم زمان در عالم فيزيک هست که مفهود دارد (به صورت سه زمان گذشته، حال، آينده) در متافيزيک (ما ورای بعد فيزيکی) زمان اينگونه تقسيم بندی نمی شود.
مثلاً (در ريکی) شما می توانيد در زمان حال باشيد و برای زمان آينده ريکی ارسال کنيد. يا حتی در زمان حال برای کمک به مشکلی که در گذشته داشته ايد ريکی بفرستيد.
تنها لحظه ای که وجود دارد لحظه حال است. گذشته تمام شده و آينده هم هنوز نيامده. با اين حال می توان با استفاده از متافيزيک از بعد فيزيک فرا تر رفت. تقسيم بندی زمان برای متا فيزيک به نظرم صحيح نيست.
روح هم به جهان متافيزيک تعلق دارد نه به جهان فيزيک، (کالبد اتريک، يا هر کالبد ديگر که به هر حال شامل کالبد فيزيکی نمی باشد، و بنابر اين به فيزيک تعلق ندارد)
پس شايد نتوانيم زمان را با قوانين جهان فيزيکی برای آنها تقسيم بندی کنيم.
پاسخ من فقط از ديدگاه علم فيزيک بود! اما از جنبه متافيزيکی آن اطلاع ندارم!!!!!
اگر کسی از ديد متافيزيکی جواب را بدند ممنون ميشم من هم!
زمان به کل مسئله متافیزیکی هستش . چون فیزیک اغلب در حل مسائل زمان دچار مشکل شده و بیشتر بر اساس فرضیه ها و نظریه ها مسائل رو توجیه می کنند تا پاسخ روشنی بهش بدند .
همونطور که می دونیم . بعضی از مسائل در فیزیک و متافیزیک مرز مشترک زیادی با هم دارند که یکی از این مسائل مسئله زمان هستش .
آخرین نظریه ای که در فیزیک برای تعریف زمان وجود داره .نظریه لایه های زمان هستش . که زمان رو وابسته به مکان می دونه . و هر مکانی در زمانی خاص تعریف شده .
زمان و مکان بر اساس شخصیت ( هم جسم و هم ذهن ) برای هر فردی متفاوت هستش و جواب شما اینه که زمان در عالم برزخ بر اساس شخصیت می گذره . و چیز ثابتی نیست . ممکنه برای فردی طولانی تر باشه و برای فردی سریع تر بگذره .
من می خواستم بدونم عالم برزخ چیه؟اگر عالم برزخ هست پس بهشت و جهنم چیه؟بعد از مرگ ما به کجا می رویم؟(سوالی بود که در ذهن داشتم و جواب قانع کننده ای برایش پیدا نکرده بودم.)
در دنیای معنوی زمان معنا نداره
اگر فیلم کنستانتین رو دیده باشید وقتی مرده میره به جهنم میبینید که چند دقیقه اونجاست اما به زمان این دنیا حتی یک ثانیه هم نمیشه
وقتی خدا میگه بهشتیان تا ابد در انجا خواهند بود ما میگیم یعنی چند سال ؟ 1000 سال ؟ 10000 سال ؟ 1000...... سال ؟
اونجا زمانی نیست که بشه اندازه گیری کرد
من می خواستم بدونم عالم برزخ چیه؟اگر عالم برزخ هست پس بهشت و جهنم چیه؟بعد از مرگ ما به کجا می رویم؟(سوالی بود که در ذهن داشتم و جواب قانع کننده ای برایش پیدا نکرده بودم.)
از نظر قرآن مجيد ((عالم برزخ )) وجود دارد و انسانها بعد از مرگ تا قيامت در آنجا خواهند بود و هر كس در قبال اعمال دنيوى اش در آنجا از نعمتهاى الهى يا از عذاب الهى برخوردار خواهد بود.
مرحوم علامه طباطبائى ، مفسر بزرگ اسلام ، در ذيل آيه شريفه 99 و 100 سوره مؤ منون (5) در تفسير شريف الميزان مى فرمايد:
((مراد از برزخ طبق آنچه كه سياق آيات مى رساند عالم قبر است و عالم قبر همان ((عالم مثالى )) است كه انسان در آن بعد از مرگش تا روز قيامت زندگى مى كند و بر اين واقعيت آيات ديگرى نيز دلالت مى كند)).(6)
مرحوم ((علامه شهيد مطهرى )) در كتاب ((زندگى جاويد يا حيات اخروى )) مى فرمايد:
((آيا انسان پس از مرگ يكباره وارد عالم قيامت مى شود و كارش يكسره مى گردد، و يا انسان در فاصله مرگ و قيامت يك علل حاصل را طى مى كند و هنگامى كه قيامت كبرى به پا شد وارد عالم قيامت مى گردد؟
مطابق آنچه از نصوص قرآن كريم و اخبار و روايات متواتر و غير قابل انكارى كه از رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) و ائمه اطهار (عليهم السلام ) رسيده است استفاده مى شود هيچ كس بلافاصله پس از مرگ وارد عالم قيامت كبرى نمى شود، زيرا قيامت كبرى مقارن است با يك سلسله انقلابها و دگرگونيهاى كلى در همه موجودات زمينى و آسمانى كه ما سراغ داريم يعنى كوهها و درياها، ماه ، خورشيد، ستارگان و كهكشانها.
هنگام قيامت كبرى هيچ چيزى در وضع موجود باقى نمى ماند.
- بعلاوه در قيامت كبرى اولين و آخرين جمع مى شوند، و ما مى بينيم كه هنوز نظام جهان برقرار است و شايد ميليونها و بلكه ميلياردها سال ديگر نيز برقرار باشد و ميلياردها، ميليارد انسان ديگر بعد از اين بيايند.
همچنين از نظر قرآن كريم همانطور كه از آيات استفاده مى شود هيچكس در فاصله مرگ و قيامت كبرى در خاموشى و بى حسى فرو نمى رود يعنى چنين نيست كه انسان پس از مردن در حالى شبيه بيهوشى فرو رود و هيچ چيزى را احساس نكند، نه لذتى داشته باشد، نه درد و رنجى ، نه سرورى داشته باشد و نه اندوهى ، بلكه انسان بلافاصله پس از مرگ وارد مرحله اى ديگر از حيات مى گردد كه همه چيز را حس مى كند...
اين مرحله ادامه دارد آنگاه كه قيامت كبرى به پا شود.
پس از نظر قرآن كريم عالم پس از مرگ در دو مرحله صورت مى گيرد: عالمى كه مانند عالم دنيا پايان مى پذيرد و عالم برزخ ناميده مى شود، ديگر عالم قيامت كبرى كه به هيچ وجه پايان نمى پذيرد.(7)))
در كتاب شريف ((تفسير قمى )) در ذيل آيه شريفه و من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون (8) مى فرمايد:
اين مساله (برزخ ) امرى است بين دو امر و آن ، ثواب و عقاب بين دنيا و آخرت است ، و همين آيه ، منكرين عذاب قبر و ثواب و عقاب قبل از قيامت را مردود مى شمارد.(9)
منبع : نام كتاب : سفر به عالم برزخ
نام نويسنده : على رضا اسداللهى فرد
باید توجه داشت که ذهن ما به پدیدههای هستی، از دریچه زمان و مکان مینگرد و چیزی که دارای زمان و مکان نباشد یا زمان و مکانی متفاوت از زمان و مکان دنیوی داشته باشد، درک نمی کند و یا دیرتر درک میکند.
عالم برزخ و نظام حاکم بر آن از زمان و مکان و حرکت تهی نیست، اما زمان و مکانی متفاوت از زمان و مکان دنیوی دارد. بنابراین اوضاع حاکم بر آن را نمی توان با ذهن محدود انسانی درک کرد.
اگر این سؤال پیش میآید که عالم برزخ برای بعضی طولانی یا کوتاه است بدین خاطر است که ما با ذهن خویش به آن نگاه مینگریم ومعمولاً هنگامی که عالم آخرت را با ویژگیها و خصوصیات عالم مادی میسنجیم و ارزیابی میکنیم، در مورد آن دچار شبهه و اشکال میشویم. از این نظر تصور میکنیم که زمان در عالم برزخ همان تعریف را دارد که در عالم ماده دارد و در آن منزل چنان جریان دارد که در دنیا در جریان است.
اما باید توجه داشته باشیم که زمان به مفهومی که در دنیا تصور و تحقق دارد، در عالم برزخ وجود ندارد، زیرا زمان مقدار حرکت است و حرکت از شئون ماده میباشد، و حال آنکه عالم برزخ، عالم غیر مادی و مجرد از ماده است و موجودات آن در عین اینکه حقایق و موجودات مقداری هستند، حقایق ثابت و غیر متغیرند.
به همین جهت ممکن است از نظر زمان دنیوی شخصی زودتر از دنیا برود، اما نسبت به کسی که دیرتر به عالم برزخ وارد شده، برزخش کوتاهتر باشد، مانند حالت خواب که یکی شاید صد سال بخوابد، اما تنها چند دقیقه را حس کند، ولی کسی چند دقیقه به خواب رود و هزاران حادثه و جریان برای او اتفاق افتد و خواب خود را طولانی تصور کند.
تأکید میکنیم که عالم برزخ هر چند مادی نیست اما آثار ماده مانند وزن و مقدار را دارا است ولی آثار مادی آن با دنیا متفاوت است.(1)
دوم: عالم برزخ جهانی است که بهشت و جهنم در آن واقع شده، پس انسان در گذشته ای که در سایه رحمت خاصه خدا آرمیده است، در بهشت برزخی جای گرفته و هرچه این سکونت طولانیتر گردد، برای او لذت آفرینتر است. انسان گنهکار نیز برای تصفیه روح خویش و پا گذاردن به بهشت برزخی میبایست ابتدا در جهنم برزخی وارد گردد. چنین روحی بسته به نوع و مقدار آلودگی خویش، مدتی را در جهنم سپری میکند و آنگاه که پاک شد، به بهشت قدم مینهد. پس طولانی شدن مدت سکونت روح در جهنم برزخی، بسته به شدت گناهان و آلودگی است.
بنابراین برزخ افراد با توجه به اعمال و افکار روح آنها رقم میخورد. برخی که بسیار پاک و زیبایند، مثل شهدا، یکسره به بهشت پای مینهند و از زیباییهای بهشت بهره میبرند و برخی هم مدتی را در جهنم سپری کرده و بعد به بهشت میروند و بعضی نیز برای همیشه در جهنم باقی میمانند همچون سران کفر و الحاد.
از مجموع آیات و احادیث بر میآید که توقف افراد در عالم برزخ متفاوت است. در برزخ سه گروه با حفظ درجات، زندگی مختلفی دارند:
1ـ مؤمنان خالص که از نعمتهای بهشتی به طور محدود بهره مندند و دعا میکنند که رستاخیز برپا شود.
2ـ سردمداران کفر و گمراهی و نفاق، در عین این که صبح و شام بدن برزخی آنها به آتش جهنم برزخی عرضه میشود، آرزو میکنند که قیامت برپا نشود.
3ـ از برخی افراد در روایات به مستضعفان تعبیر شده است که ایشان نه از نعمت برخوردارند و نه از عذاب. اینها غالباً در حال خواب و یا غفلت و بی حسی به سر میبرند، ولی در قیامت بیدار میشوند.
بنابراین به صورت یقین، هر فردی وارد برزخ میشود، ولی برخی تا قیامت از نعمتهای برزخی استفاده میکنند و بعضی تا قیامت در عذاب برزخی خواهند بود، ولی اکثر مردم بعد از سؤال و جواب برزخی، به حالتی مانند خواب فرو خواهند رفت و در قیامت از خواب بیدار خواهند شد. بنابراین با عدالت خدا نیز منافات ندارد، زیرا در عالم برزخ صورتها و الگوهایی که موجودیت پیدا میکند و شاید باعث عذاب یا بهره وری از نعمتهای الهی میشود، تابع زشتیها و زیباییهای معنوی و زاییدة کفر و ایمان و عقاید انسان است و با عدالت الهی ناهمگونی ندارد.
سوم: انسان پس از مرگ دو مرحله زندگی دارد: زندگی برزخی و زندگی در عالم آخرت؛ پس زندگی بعد از مرگ، منحصر در برزخ نیست و عذاب و نعمت نیز منحصر در آن نیست، تا هر کسی پاداش و جزای تمام اعمال خود را ببیند. زندگی حقیقی و دائمی در جهان آخرت است. اگر کسانی بیشتر در عالم برزخ عذاب دیدهاند، موجب پاکی و طهارت آنها از گناه شده و در قیامت زودتر وارد بهشت میشوند.
در هر صورت محاسبه اصلی تمام افراد در روز قیامت خواهد بود و چنین نیست که اگر کسی زودتر مرده و مدت طولانی در برزخ به سر برده باشد، عذاب بیشتری را میبیند ، یا در عالم قیامت حساب و کتاب و پاداش یا ثوابی نداشته باشد.
معاد یا بازگشت به سوی خدا، ج2، ص123، نوشته محمد شجاعی،
در پناه نور حق باشید