شدت و ضعف خواب غفلت:
همهى افراد بشر اگر هدف از خلقتشان را نفهمند و به فكر تزكيهى نفس نباشند خوابند، منتهى خوابها شدّت و ضعف دارد، مثل همين جنبههاى ظاهرى، جنبههاى باطنى هم همين طور است حضرت امير عليهالسلام فرمود: «النّاس نيام» همه خوابند «فاذا ماتوا انتبهوا» وقتى بميرند بيدار مىشوند. خوابها را به چند بخش مىشود تقسيم كرد: 1 ـ خوابهاى عميق: مثل خوابهاى نيمههاى شب در حالى كه انسان خيلى خسته باشد و شب هم يكى، دو ساعت خوابيده باشد چون اوايلى كه انسان مىخوابد خوابش زياد عميق نيست، وقتى هم كه سير خواب مىشود زياد عميق نيست ولى اگر انسان هم زياد خوابش بيايد و هم وسطهاى خوابش باشد،خيلى عميق است. در آنجا گاهى مىشود كه صداهاى زيادى بلند مىشود ولى انسان بيدار نمىشود امّا اگر تازه خوابيده باشد خير، يابه اندازه كافى خوابش را كرده باشد، زود بيدار مىشود ما هم در خواب غفلت در همين حاليم. در اوائل سن انسان زود از خواب بيدار مىشود جوانها خيلى زود از خواب بيدار مىشوند با يك صداى مختصر مىبينيد از خواب پريد، يكى هم وقتى انسان سير خوابش را كرده باشد زود بيدار مىشود البتّه اگر نمرده باشد، چون بعضى افراد وقتى مىخوابند آن قدر مىخوابند كه مىميرند، امّا اگر هنوز خواب باشد و خوابش رابه اندازه كافى كرده باشد مثل پيرمردهايى كه خواب كاملى كردهاند و كارهايشان را در دنيا انجام دادهاند از خواب ممكن است بپرند. شما نگوئيد ما پيرمردهايى را ديدهايم كه تبليغشان كردهايم و از خواب غفلت بيدار نشدهاند، آنها مردهاند. چون روايت دارد زمانى كه انسان به سنّ چهل سالگى مىرسد و خوبيهايش از بديهايش بيشتر نيست شيطان پيشانيش را مىبوسد و مىگويد: «هذا وجه لايفلح»اين صورتى است كه رستگار نخواهد شد. اگر انسان چهل سال خواب باشد مىميرد، اين صورتى است كه هرگز رستگار نمىشود. بنابراين اگر در سنين جوانى انسان از خواب غفلت بيدار شود خيلى استفاده مىكند چون جوانها همهى كارها را مىتوانند صحيح انجام بدهند. عبادت در جوانى ارزش دارد. ترك گناه در جوانى ارزش دارد. انسان اگر در جوانى توانست به سوى خدا حركت كند هم سبك بار و هم پر سرعت و هم قوى حركت مىكند امّا در سنين بالا، اوّلاً معلوم نيست موفّق بشود و بعد هم اگر موفّق شد براى آدم مثل ارزشى كه حركت جوان دارد، خيلى ارزش ندارد. فرد مسن را هم فكر نكنيد كه حتما بايد نود سالش باشد، اين طورى كه تعيين كردهاند از چهل ساله به بالا است. عمر انسان تا چهل سالگى در راه جوانى است و از آنجا بر مىگردد و سرازير مىشود. يك عدّه هستند كه خوابشان سنگين است و با صداى آرام بيدار نمىشوند با صداى خيلى قوى تكانى مىخورند. يك نفر تعريف مىكرد من هر شب ساعت را كوك مىكنم. آن هم ساعت زنگى با صداى قوى و مىگذارم بالاى سرم، صبح مىبينم ساعت در باغچه افتاده و مىفهمم خودم از صداى آن بدم آمده و در باغچه انداختم و متوجّه نشدم ساعت مرا بيدار كرده امّا يادم رفته. گاهى خواب اين قدر سنگين مىشود كه ديگر اين چنين شخصى دقّت روى كارها ندارد يعنى با اين همه سروصدايى كه در اطرافش هست بيدار نمىشود.گاهى سروصداى زيادى اطراف انسان هست، مواعظ هست در عين حال از خواب بيدار نمىشود. در آيات قرآن يكى از علائم مؤمنينى كه خواب هستند اين است كه وقتى قرآن براى آنها خوانده مىشود و يا ذكر نام خدا مىگردد از خواب غفلت بيدار مىشوند. اما برخى افراد در جلسات دينى با انسانهاى خوب سروكار دارند، پدر و مادر خوب، محيط خوب دارند، همه هم دارند توى سرش مىزنند كه بلند شود امّا خواب است، اين طور افراد خوابشان سنگين است و احتمالاً مردهاند و اگر در نهايت بيدار شدند معلوم است كه خوابشان سنگين بوده است. جوانها نگويند كه وقت زياد است انشاءاللّه كوشش بكنند كه راه خدا را در جوانى پيش بگيرند
Wednesday 28 May , 05:10 PM