انجمن متافیزیک راه میان بر

نسخه كامل: دل به تو مي دهم
شما در حال مشاهده متن قالب بندي نشده هستيد.
برای مشاهده نسخه اصلی اینجا کلیک کنید
خدايا! وقتي دل گرفته و غم دارم، وقتي دوستان دشمنند، وقتي حس ها بي احساس شدند، وقتي دل ها سنگ شدند...
وقتي سوختن تنها علاجش ساختن است، وقتي دوست داشتن تنها علاجش از ياد بردن است، وقتي عاشق شدن تنها علاجش جداييست...
وقتي در همه ي راهها چاهي نهفته است، وقتي آسمان بالاي سرم ابرهاي سياه فراگرفته، وقتي در انتهاي هر جاده به ديوار مي رسم...



وقتي دايره ي تقدير، زميني شدن فرشته ها و شيطان را به گردش در مي آورد، وقتي الهه ي وجودم تنها و دل شکسته الهه ي ناز را مي خواند و مي گريد.... به چه مي توان دل خوش کرد؟ نااميدانه چشم به تو دوخته ام تا بار ديگر از اين ظلمت رهاييم دهي!



نمي دانم چه مي خواهم بگويم، غمي در استخوانم مي گذارد.
خيال ناشناسي آشنا رنگ، گهي مي سوزدم گه مي نوازد.
درون سينه ام دردي است خونبار كه همچون گريه مي گيرد گلويم.
غمي آشفته، دردي گريه آلود، نمي دانم چه مي خواهم بگويم.
زيبا بود .
همان گونه كه تضاد ميوه صبر را شيرين مي كند .
آدرس مرجع