Sunday 03 Feb , 03:11 AM
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله اجمعين لا سيما علي حجة ابن الحسن روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء
چگونه از خواب غفلت بيدار شويم؟
من سالها با استادى آگاه و با تجربه كه او از روحانيّون عظيمالشّأن بود رفت و آمد داشتم. و تا حدّى به خاطر عمل كردن به دستوراتش موفّق به طىّ مراحل كمالات روحى شده بودم، روزى از او سؤال كردم: چگونه ممكن است كه انسان بتواند ديگرى را از خواب غفلت بيدار كند و او را به سوى حقّ و حقيقت راهنمائى نمايد.
او گفت: قدرتمندترين فريادى كه انسانها را از خواب غفلت بيدار مىكند و به انسان هشدار مىدهد، در مرحله اوّل كلام خدا است كه از ناحيه حضرت «رسول اكرم» (صلى اللّه عليه و آله) به نام آيات قرآن تلاوت مىشود.
بنابراين اگر خواستيد كسى را از خواب غفلت بيدار كنيد براى او قرآن بخوانيد و او را يا با توضيحاتى كه شما براى او مىدهيد و يا با تدبّر خودش او را تكان بدهيد، اگر روحش نمرده باشد و گوش دلش كر نشده باشد، حتما بيدار مىشود. زيرا همه آيات قرآن بخصوص سرگذشت «انبياء عظام» (عليهم السّلام) براى بيدارى بشر نازل شده است و چون انسانها اكثرا در خواب عميقى هستند، لذا بايد آن چنان كه در خوابهاى ظاهرى عمل مىشود، يعنى با تكانهاى مكرّر، شخص خواب را بيدار مىكنند. همچنين با مكرّر نمودن مطالب و آيات قرآن كسى را كه در خواب غفلت است بايد بيدار كرد سپس استاد فرمود: مثلاً سوره «والشّمس» را بگوئيد كه همه روزه بخواند و به معنايش فكر كند. يا شما همه روزه آن سوره را براى او بخوانيد و معنايش را برايش توضيح دهيد و يا سوره «واقعه» و يا سوره «حشر»را و يا سوره «تكاثر» را و سورهها و آياتى را كه وقتى انسان آنها را مىخواند تكان مىخورد و از غفلت بيرون مىآيد، براى او بخوانيد، معنايش را براى او توضيح دهيد باز هم مىگويم: اگر نمرده باشد يعنى جزء آنهائى كه قرآن مىگويد:
اى پيـامبـر تو به مردگان نمىتوانى آيات قرآن و حقايق را بشنوانى
نباشد ولى تنها در خواب غفلت باشد حتما با خواندن آيات قرآن بيدار مىشود.
در مرحله بعد اگر خواستيد كسى را از خواب غفلت بيرون بياوريد حكايات مردمى را كه غافل بودهاند و به وسيلهاى بيدار شدهاند، براى او نقل كنيد
سوّم: مىتوانيد به وسيله اشعار عرفانى و بيدار كننده و نقل كرامات اولياء خدا و مطالبى كه مربوط به امور خارقالعاده و معجزات و كرامات است. اشخاص غافل و بىتوجّه را از خواب غفلت بيدار كنيد در اين رابطه قضيّهاى دارم كه يكى از شاگردان نقل مىكرد و آن اين بود:
كه مىگفت: روزى در خلوتى نشسته بودم با خود فكر مىكردم كه آيا آن چه از جريانات خارقالعاده و غير طبيعى نقل شده درست است يا آنكه همهاش كذب و دروغ است و اين فكر مدّتى مرا سرگرم خود كرده بود ناگهان نفس لوّامهام مرا به باد ملامت گرفت و مرا سرزنش نمود و گفت: چگونه ممكن است كه اين مطالب دروغ باشد و حال آنكه در كتب آسمانى مثل قرآن و انجيل و تورات مكرّر آنها نقل شدهاند و اگر كسى بگويد مسأله خارقالعادهاى وجود ندارد كافر شده و هيچ يك از اديان زنده جهان او را متديّن نمىدانند بلكه او را خارج از دين مىدانند و به عضويّت نمىپذيرند، آيا جريانات مرده زنده كردن انبياء و طىّالارض و كور و افليج شفا دادن اولياء خدا را كه در قرآن و سائر كتب آسمانى آمده مىتوان منكر شد؟
بالأخره با خود انديشيدم كه بايد كارى بكنم شايد بتوانم من هم به اين حقايق دست يابم لذا كتابهاى قصص العلماء و چند جلد از كتابهائى كه در شرح حال اولياء خدا و علماء نوشتهاند مطالعه كردم. مختصر تكانى خوردم
ولى چيزى كه بيش از همه چيز مرا تكان داد دو قضيّه بود كه يكى از موثّقين نقل مىكرد.
او مىگفت: مرحوم حجّهالاسلام آقاى حاج شيخ مرتضى زاهد رحمهاللّه فرمودند كه: در خانه ما خانمى به نام امّليلى بود كه پاهايش مدّتها فلج شده بود. روزى براى زيارت حضرت «عبدالعظيم » (عليه السّلام) مىرود ولى دخترش كه او را روى تختهاى انداخته اشتباها به حرم حضرت «امام زاده حمزه» (عليه السّلام) كه در كنار قبر مطهّر حضرت «عبدالعظيم» قرار دارد مىبرد. و او را به آن حرم مطهّر دخيل مىكند.
«امّ ليلى» مىگويد: كه من در عالم رؤيا ديدم پنج نفر وارد حرم شدند يكى از آنها به ديگرى در حالى كه به من اشاره مىكرد گفت: آقا ايشان هم متوسّل شدهاند. من در عالم خواب متوجّه بودم كه آنها به حرم آمدهاند براى آنكه تمام مريضها را شفا بدهند. در اينجا من از خواب بيدار شدم و بدون توجّه به اين كه فلج بودهام از زمين حركت كردم و در پى پيدا كردن دخترم به راه افتادم وقتى او مرا ديد تعجّب كرد و گفت: تو كه زمين گير بودى چگونه به اين خوبى راه مىروى؟! من تازه متوجّه شدم كه فلج بودهام و الآن كاملاً خوب شدهام مرحوم حاج «شيخ مرتضى زاهد» وقتى اين قضيّه را براى مرحوم آيهاللّهالعظمى صدر نقل كرده بود ايشان سجده شكر كردند و گفتند: خدا را شكر كه از حضرت «امامزاده حمزه» (عليه السّلام) هم يك قضيّه و كرامت واقعى ديديم و شنيديم.
اين قضيّه مرا تكان داد و تا حدّى از خواب غفلت بيدارم كرد ولى قضيّه ديگرى كه نقل مىكنم و همان شخص اوّل از مرحوم حاج شيخ مرتضى زاهد
براى من نقل نمود در مرحله دوّم كاملاً مرا از خواب غفلت بيدار كرد و من به سوى كمالات روحى حركت كردم و آن قضيّه اين بود كه:
مرحوم آقاى حاج شيخ مرتضى زاهدفرمودند: من شبها جلساتى داشتم و مقيد بودم كه يا زود به خانه برگردم و يا با كليد در را باز كنم كه اگر همسرم خوابيده بيدار نشود و به او ظلم نگردد، شبى تصادفا دير به منزل آمدم و كليد در منزل را هم نداشتم. لذا با خود تصميم گرفتم كه تا صبح پشت در خانه در ميان كوچه قدم بزنم و همسرم را از خواب بيدار نكنم، پس از اين تصميم چند لحظهاى بيشتر نگذشت كه همسرم در خانه را باز كرد و سر از منزل بيرون آورد و به من گفت: بفرمائيد.
من از او پرسيدم: چه شد كه تو در را باز كردى و حال آنكه من دَر نزدم و هيچ دليلى نداشت كه تو از حضور من در پشت دَر منزل مطّلع شوى. او گفت: من خوابيده بودم در عالم خواب ديدم آقا سيّدى نزد من آمد و به من گفت: «شيخ مرتضى» پشت در منزل آمده و نمىخواهد در بزند كه مبادا تو از خواب بيدار شوى و به تو ظلم شود تو فورا حركت كن و در را به روى او باز كن.
من از خواب پريدم و بىاختيار آمدم در را باز كردم، مرحوم آقاى حاج شيخ مرتضي زاهد فرمودند: من از خداى مهربان و «امام عصر» روحى له الفداء تشكّر كردم.
اين دو قضيّه مرا كاملاً از خواب غفلت بيدار كرد و تصميم گرفتم كه من هم بكوشم تا خود را به مقام اولياء خدا برسانم.
از نوشته هاي استاد.....
الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله اجمعين لا سيما علي حجة ابن الحسن روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء
چگونه از خواب غفلت بيدار شويم؟
من سالها با استادى آگاه و با تجربه كه او از روحانيّون عظيمالشّأن بود رفت و آمد داشتم. و تا حدّى به خاطر عمل كردن به دستوراتش موفّق به طىّ مراحل كمالات روحى شده بودم، روزى از او سؤال كردم: چگونه ممكن است كه انسان بتواند ديگرى را از خواب غفلت بيدار كند و او را به سوى حقّ و حقيقت راهنمائى نمايد.
او گفت: قدرتمندترين فريادى كه انسانها را از خواب غفلت بيدار مىكند و به انسان هشدار مىدهد، در مرحله اوّل كلام خدا است كه از ناحيه حضرت «رسول اكرم» (صلى اللّه عليه و آله) به نام آيات قرآن تلاوت مىشود.
بنابراين اگر خواستيد كسى را از خواب غفلت بيدار كنيد براى او قرآن بخوانيد و او را يا با توضيحاتى كه شما براى او مىدهيد و يا با تدبّر خودش او را تكان بدهيد، اگر روحش نمرده باشد و گوش دلش كر نشده باشد، حتما بيدار مىشود. زيرا همه آيات قرآن بخصوص سرگذشت «انبياء عظام» (عليهم السّلام) براى بيدارى بشر نازل شده است و چون انسانها اكثرا در خواب عميقى هستند، لذا بايد آن چنان كه در خوابهاى ظاهرى عمل مىشود، يعنى با تكانهاى مكرّر، شخص خواب را بيدار مىكنند. همچنين با مكرّر نمودن مطالب و آيات قرآن كسى را كه در خواب غفلت است بايد بيدار كرد سپس استاد فرمود: مثلاً سوره «والشّمس» را بگوئيد كه همه روزه بخواند و به معنايش فكر كند. يا شما همه روزه آن سوره را براى او بخوانيد و معنايش را برايش توضيح دهيد و يا سوره «واقعه» و يا سوره «حشر»را و يا سوره «تكاثر» را و سورهها و آياتى را كه وقتى انسان آنها را مىخواند تكان مىخورد و از غفلت بيرون مىآيد، براى او بخوانيد، معنايش را براى او توضيح دهيد باز هم مىگويم: اگر نمرده باشد يعنى جزء آنهائى كه قرآن مىگويد:
اى پيـامبـر تو به مردگان نمىتوانى آيات قرآن و حقايق را بشنوانى
نباشد ولى تنها در خواب غفلت باشد حتما با خواندن آيات قرآن بيدار مىشود.
در مرحله بعد اگر خواستيد كسى را از خواب غفلت بيرون بياوريد حكايات مردمى را كه غافل بودهاند و به وسيلهاى بيدار شدهاند، براى او نقل كنيد
سوّم: مىتوانيد به وسيله اشعار عرفانى و بيدار كننده و نقل كرامات اولياء خدا و مطالبى كه مربوط به امور خارقالعاده و معجزات و كرامات است. اشخاص غافل و بىتوجّه را از خواب غفلت بيدار كنيد در اين رابطه قضيّهاى دارم كه يكى از شاگردان نقل مىكرد و آن اين بود:
كه مىگفت: روزى در خلوتى نشسته بودم با خود فكر مىكردم كه آيا آن چه از جريانات خارقالعاده و غير طبيعى نقل شده درست است يا آنكه همهاش كذب و دروغ است و اين فكر مدّتى مرا سرگرم خود كرده بود ناگهان نفس لوّامهام مرا به باد ملامت گرفت و مرا سرزنش نمود و گفت: چگونه ممكن است كه اين مطالب دروغ باشد و حال آنكه در كتب آسمانى مثل قرآن و انجيل و تورات مكرّر آنها نقل شدهاند و اگر كسى بگويد مسأله خارقالعادهاى وجود ندارد كافر شده و هيچ يك از اديان زنده جهان او را متديّن نمىدانند بلكه او را خارج از دين مىدانند و به عضويّت نمىپذيرند، آيا جريانات مرده زنده كردن انبياء و طىّالارض و كور و افليج شفا دادن اولياء خدا را كه در قرآن و سائر كتب آسمانى آمده مىتوان منكر شد؟
بالأخره با خود انديشيدم كه بايد كارى بكنم شايد بتوانم من هم به اين حقايق دست يابم لذا كتابهاى قصص العلماء و چند جلد از كتابهائى كه در شرح حال اولياء خدا و علماء نوشتهاند مطالعه كردم. مختصر تكانى خوردم
ولى چيزى كه بيش از همه چيز مرا تكان داد دو قضيّه بود كه يكى از موثّقين نقل مىكرد.
او مىگفت: مرحوم حجّهالاسلام آقاى حاج شيخ مرتضى زاهد رحمهاللّه فرمودند كه: در خانه ما خانمى به نام امّليلى بود كه پاهايش مدّتها فلج شده بود. روزى براى زيارت حضرت «عبدالعظيم » (عليه السّلام) مىرود ولى دخترش كه او را روى تختهاى انداخته اشتباها به حرم حضرت «امام زاده حمزه» (عليه السّلام) كه در كنار قبر مطهّر حضرت «عبدالعظيم» قرار دارد مىبرد. و او را به آن حرم مطهّر دخيل مىكند.
«امّ ليلى» مىگويد: كه من در عالم رؤيا ديدم پنج نفر وارد حرم شدند يكى از آنها به ديگرى در حالى كه به من اشاره مىكرد گفت: آقا ايشان هم متوسّل شدهاند. من در عالم خواب متوجّه بودم كه آنها به حرم آمدهاند براى آنكه تمام مريضها را شفا بدهند. در اينجا من از خواب بيدار شدم و بدون توجّه به اين كه فلج بودهام از زمين حركت كردم و در پى پيدا كردن دخترم به راه افتادم وقتى او مرا ديد تعجّب كرد و گفت: تو كه زمين گير بودى چگونه به اين خوبى راه مىروى؟! من تازه متوجّه شدم كه فلج بودهام و الآن كاملاً خوب شدهام مرحوم حاج «شيخ مرتضى زاهد» وقتى اين قضيّه را براى مرحوم آيهاللّهالعظمى صدر نقل كرده بود ايشان سجده شكر كردند و گفتند: خدا را شكر كه از حضرت «امامزاده حمزه» (عليه السّلام) هم يك قضيّه و كرامت واقعى ديديم و شنيديم.
اين قضيّه مرا تكان داد و تا حدّى از خواب غفلت بيدارم كرد ولى قضيّه ديگرى كه نقل مىكنم و همان شخص اوّل از مرحوم حاج شيخ مرتضى زاهد
براى من نقل نمود در مرحله دوّم كاملاً مرا از خواب غفلت بيدار كرد و من به سوى كمالات روحى حركت كردم و آن قضيّه اين بود كه:
مرحوم آقاى حاج شيخ مرتضى زاهدفرمودند: من شبها جلساتى داشتم و مقيد بودم كه يا زود به خانه برگردم و يا با كليد در را باز كنم كه اگر همسرم خوابيده بيدار نشود و به او ظلم نگردد، شبى تصادفا دير به منزل آمدم و كليد در منزل را هم نداشتم. لذا با خود تصميم گرفتم كه تا صبح پشت در خانه در ميان كوچه قدم بزنم و همسرم را از خواب بيدار نكنم، پس از اين تصميم چند لحظهاى بيشتر نگذشت كه همسرم در خانه را باز كرد و سر از منزل بيرون آورد و به من گفت: بفرمائيد.
من از او پرسيدم: چه شد كه تو در را باز كردى و حال آنكه من دَر نزدم و هيچ دليلى نداشت كه تو از حضور من در پشت دَر منزل مطّلع شوى. او گفت: من خوابيده بودم در عالم خواب ديدم آقا سيّدى نزد من آمد و به من گفت: «شيخ مرتضى» پشت در منزل آمده و نمىخواهد در بزند كه مبادا تو از خواب بيدار شوى و به تو ظلم شود تو فورا حركت كن و در را به روى او باز كن.
من از خواب پريدم و بىاختيار آمدم در را باز كردم، مرحوم آقاى حاج شيخ مرتضي زاهد فرمودند: من از خداى مهربان و «امام عصر» روحى له الفداء تشكّر كردم.
اين دو قضيّه مرا كاملاً از خواب غفلت بيدار كرد و تصميم گرفتم كه من هم بكوشم تا خود را به مقام اولياء خدا برسانم.
از نوشته هاي استاد.....