انجمن متافیزیک راه میان بر

نسخه كامل: چگونه از خواب غفلت بيدار شويم؟
شما در حال مشاهده متن قالب بندي نشده هستيد.
برای مشاهده نسخه اصلی اینجا کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله اجمعين لا سيما علي حجة ابن الحسن روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداء


چگونه از خواب غفلت بيدار شويم؟

من سالها با استادى آگاه و با تجربه كه او از روحانيّون عظيم‏الشّأن بود رفت و آمد داشتم. و تا حدّى به خاطر عمل كردن به دستوراتش موفّق به طىّ مراحل كمالات روحى شده بودم، روزى از او سؤال كردم: چگونه ممكن است كه انسان بتواند ديگرى را از خواب غفلت بيدار كند و او را به سوى حقّ و حقيقت راهنمائى نمايد.

او گفت: قدرتمندترين فريادى كه انسانها را از خواب غفلت بيدار مى‏كند و به انسان هشدار مى‏دهد، در مرحله اوّل كلام خدا است كه از ناحيه حضرت «رسول اكرم» (صلى اللّه‏ عليه و آله) به نام آيات قرآن تلاوت مى‏شود.

بنابراين اگر خواستيد كسى را از خواب غفلت بيدار كنيد براى او قرآن بخوانيد و او را يا با توضيحاتى كه شما براى او مى‏دهيد و يا با تدبّر خودش او را تكان بدهيد، اگر روحش نمرده باشد و گوش دلش كر نشده باشد، حتما بيدار مى‏شود. زيرا همه آيات قرآن بخصوص سرگذشت «انبياء عظام» (عليهم السّلام) براى بيدارى بشر نازل شده است و چون انسانها اكثرا در خواب عميقى هستند، لذا بايد آن چنان كه در خوابهاى ظاهرى عمل مى‏شود، يعنى با تكانهاى مكرّر، شخص خواب را بيدار مى‏كنند. همچنين با مكرّر نمودن مطالب و آيات قرآن كسى را كه در خواب غفلت است بايد بيدار كرد سپس استاد فرمود: مثلاً سوره «والشّمس» را بگوئيد كه همه روزه بخواند و به معنايش فكر كند. يا شما همه روزه آن سوره را براى او بخوانيد و معنايش را برايش توضيح دهيد و يا سوره «واقعه» و يا سوره «حشر»را و يا سوره «تكاثر» را و سوره‏ها و آياتى را كه وقتى انسان آنها را مى‏خواند تكان مى‏خورد و از غفلت بيرون مى‏آيد، براى او بخوانيد، معنايش را براى او توضيح دهيد باز هم مى‏گويم: اگر نمرده باشد يعنى جزء آنهائى كه قرآن مى‏گويد:

اى پيـامبـر تو به مردگان نمى‏توانى آيات قرآن و حقايق را بشنوانى

نباشد ولى تنها در خواب غفلت باشد حتما با خواندن آيات قرآن بيدار مى‏شود.

در مرحله بعد اگر خواستيد كسى را از خواب غفلت بيرون بياوريد حكايات مردمى را كه غافل بوده‏اند و به وسيله‏اى بيدار شده‏اند، براى او نقل كنيد

سوّم: مى‏توانيد به وسيله اشعار عرفانى و بيدار كننده و نقل كرامات اولياء خدا و مطالبى كه مربوط به امور خارق‏العاده و معجزات و كرامات است. اشخاص غافل و بى‏توجّه را از خواب غفلت بيدار كنيد در اين رابطه قضيّه‏اى دارم كه يكى از شاگردان نقل مى‏كرد و آن اين بود:

كه مى‏گفت: روزى در خلوتى نشسته بودم با خود فكر مى‏كردم كه آيا آن چه از جريانات خارق‏العاده و غير طبيعى نقل شده درست است يا آنكه همه‏اش كذب و دروغ است و اين فكر مدّتى مرا سرگرم خود كرده بود ناگهان نفس لوّامه‏ام مرا به باد ملامت گرفت و مرا سرزنش نمود و گفت: چگونه ممكن است كه اين مطالب دروغ باشد و حال آنكه در كتب آسمانى مثل قرآن و انجيل و تورات مكرّر آنها نقل شده‏اند و اگر كسى بگويد مسأله خارق‏العاده‏اى وجود ندارد كافر شده و هيچ يك از اديان زنده جهان او را متديّن نمى‏دانند بلكه او را خارج از دين مى‏دانند و به عضويّت نمى‏پذيرند، آيا جريانات مرده زنده كردن انبياء و طىّ‏الارض و كور و افليج شفا دادن اولياء خدا را كه در قرآن و سائر كتب آسمانى آمده مى‏توان منكر شد؟

بالأخره با خود انديشيدم كه بايد كارى بكنم شايد بتوانم من هم به اين حقايق دست يابم لذا كتابهاى قصص العلماء و چند جلد از كتابهائى كه در شرح حال اولياء خدا و علماء نوشته‏اند مطالعه كردم. مختصر تكانى خوردم

ولى چيزى كه بيش از همه چيز مرا تكان داد دو قضيّه بود كه يكى از موثّقين نقل مى‏كرد.

او مى‏گفت: مرحوم حجّه‏الاسلام آقاى حاج شيخ مرتضى زاهد رحمه‏اللّه‏ فرمودند كه: در خانه ما خانمى به نام امّ‏ليلى بود كه پاهايش مدّتها فلج شده بود. روزى براى زيارت حضرت «عبدالعظيم » (عليه السّلام) مى‏رود ولى دخترش كه او را روى تخته‏اى انداخته اشتباها به حرم حضرت «امام زاده حمزه» (عليه السّلام) كه در كنار قبر مطهّر حضرت «عبدالعظيم» قرار دارد مى‏برد. و او را به آن حرم مطهّر دخيل مى‏كند.

«امّ ليلى» مى‏گويد: كه من در عالم رؤيا ديدم پنج نفر وارد حرم شدند يكى از آنها به ديگرى در حالى كه به من اشاره مى‏كرد گفت: آقا ايشان هم متوسّل شده‏اند. من در عالم خواب متوجّه بودم كه آنها به حرم آمده‏اند براى آنكه تمام مريضها را شفا بدهند. در اينجا من از خواب بيدار شدم و بدون توجّه به اين كه فلج بوده‏ام از زمين حركت كردم و در پى پيدا كردن دخترم به راه افتادم وقتى او مرا ديد تعجّب كرد و گفت: تو كه زمين گير بودى چگونه به اين خوبى راه مى‏روى؟! من تازه متوجّه شدم كه فلج بوده‏ام و الآن كاملاً خوب شده‏ام مرحوم حاج «شيخ مرتضى زاهد» وقتى اين قضيّه را براى مرحوم آيه‏اللّه‏العظمى صدر نقل كرده بود ايشان سجده شكر كردند و گفتند: خدا را شكر كه از حضرت «امامزاده حمزه» (عليه السّلام) هم يك قضيّه و كرامت واقعى ديديم و شنيديم.

اين قضيّه مرا تكان داد و تا حدّى از خواب غفلت بيدارم كرد ولى قضيّه ديگرى كه نقل مى‏كنم و همان شخص اوّل از مرحوم حاج شيخ مرتضى زاهد

براى من نقل نمود در مرحله دوّم كاملاً مرا از خواب غفلت بيدار كرد و من به سوى كمالات روحى حركت كردم و آن قضيّه اين بود كه:

مرحوم آقاى حاج شيخ مرتضى زاهدفرمودند: من شبها جلساتى داشتم و مقيد بودم كه يا زود به خانه برگردم و يا با كليد در را باز كنم كه اگر همسرم خوابيده بيدار نشود و به او ظلم نگردد، شبى تصادفا دير به منزل آمدم و كليد در منزل را هم نداشتم. لذا با خود تصميم گرفتم كه تا صبح پشت در خانه در ميان كوچه قدم بزنم و همسرم را از خواب بيدار نكنم، پس از اين تصميم چند لحظه‏اى بيشتر نگذشت كه همسرم در خانه را باز كرد و سر از منزل بيرون آورد و به من گفت: بفرمائيد.

من از او پرسيدم: چه شد كه تو در را باز كردى و حال آنكه من دَر نزدم و هيچ دليلى نداشت كه تو از حضور من در پشت دَر منزل مطّلع شوى. او گفت: من خوابيده بودم در عالم خواب ديدم آقا سيّدى نزد من آمد و به من گفت: «شيخ مرتضى» پشت در منزل آمده و نمى‏خواهد در بزند كه مبادا تو از خواب بيدار شوى و به تو ظلم شود تو فورا حركت كن و در را به روى او باز كن.

من از خواب پريدم و بى‏اختيار آمدم در را باز كردم، مرحوم آقاى حاج شيخ مرتضي زاهد فرمودند: من از خداى مهربان و «امام عصر» روحى له الفداء تشكّر كردم.

اين دو قضيّه مرا كاملاً از خواب غفلت بيدار كرد و تصميم گرفتم كه من هم بكوشم تا خود را به مقام اولياء خدا برسانم.
از نوشته هاي استاد.....
آدرس مرجع